سخن رئیس‌جمهور
صنعتکاران، دولت و جامعه را مثلث نجیبه‌ی ثبات و رفاه افغانستان می‌دانیم. رکن عمده این مثلث، صنعتکاران افغانستان است؛ چون مملکتی که تولیدکننده نباشد، مملکت نیست. صنعتکار ما، یک رکن اصلی پایگاه تمام دیدگاه‌های اقتصادی و پالیسی‌های اقتصادی ماست.

قلب آسیا؛ پروسه‌ای برای عبور از چالش‌ها به فرصت‌های مشترک منطقه‌یی

۰۸ قوس ۱۳۹۶

ضیا دانش

 هفتمین اجلاس قلب آسیا، روز جمعه، 12 قوس 1396، در کشور آذربایجان برگزار می‌شود. این اجلاس هرساله در یکی از کشورهای عضو دایر می‌گردد و ششمین اجلاس آن در سال گذشته در هند تدویر شده بود.

در اجلاس قلب آسیا 14 کشور همسایه و منطقه عضویت دارند؛ 16 کشور و 12 سازمان بین‌المللی نیز آن را حمایت می‌کنند. مهم‌ترین هدف این پروسه، به وجود آوردن بستر گفت‌وگو روی همکاری‌های منطقه‌یی به‌ویژه در رابطه با افغانستان می‌باشد.

کنفرانس قلب آسيا که به پروسه استانبول نيز مشهور است، هفت سال قبل با ابتکار افغانستان و حمايت ترکيه ايجاد گرديد؛ اعتمادسازی، همکاری و همسویی فعاليت‌های مشترک در بخش‌های مبارزه با تروريزم و مواد مخدر، مقابله با حوادث طبيعی، توسعه تجارت منطقه‌یی و سرمايه‌گذاری در کشورهای عضو از اهداف اين پروسه به شمار می‌روند.

 اهمیت قلب آسیا

پروسه استانبول در دنیای امروزی که مهم‌ترین عامل توسعه اقتصادی و ثبات آنها، همکاری و همگرایی‌های منطقه‌یی دانسته می‌شود، هم برای افغانستان و هم برای منطقه ما، اهمیت حیاتی دارد. بدون همکاری و همگرایی منطقه‌یی، امکان استفاده از ظرفیت منطقه‌یی در راستای رشد همگانی میسر نخواهد بود.

همکاری منطقه‌یی علاوه بر این که زمینه بهره‌برداری درست و معقول از فرصت‌ها و امکانات مشترک را فراهم می‌سازد، سبب ایجاد سیستم قوی در مقابله با تهدیدات و چالش‌های مشترک نیز می‌گردد.

 قلب آسیا؛ منطقه، چالش‌ها و فرصت‌های مشترک

به صورت کلی، کشورهای منطقه هم‌اکنون اين فرصت را در اختيار دارند که به خصوص در محورهای زیر با یکدیگر همکاری کنند:

1- اعتمادسازی:

اختلافات مرزی، استفاده ابزاری از افراطیت و تروريزم برای رسيدن به اهداف و مقاصد سياسی، در پيش گرفتن سياست عدم همکاری توسط بعضی از حکومت‌ها و... از مسايلی هستند که موجب بی‌اعتمادی و سردی در روابط میان بخشی از کشورهای منطقه ما شده است؛ به گونه‌ای که با وجود فعالیت چندين سازمان بزرگ منطقه‌یی، هنوز هم اين سازمان‌ها تحت تأثير روابط سرد اعضا، عملاً دستاورد چندانی ندارند. قلب آسيا اين فرصت را فراهم ساخته است که کشورهای منطقه جهت حل اختلافات و اعتمادسازی، گام‌های لازم و مناسب را بردارند.

2- همکاری اقتصادی و مبارزه با فقر:

يکی از جدی‌ترين چالش‌های مشترک منطقه، فقر گسترده و رشد آهسته روند توسعه به ویژه در بعد اقتصادی به حساب می‌رود. متأسفانه در منطقه ما، روابط اقتصادی به شدت از روابط سیاسی میان کشورها متأثر است و به همین دلیل، به گونه لازم از ظرفیت‌ها و منابع اقتصادی مشترک، بهره برده نمی‌شود. با توجه به اين مهم، يکی از اهداف کنفرانس قلب آسيا، توسعه زيربناهای اقتصادی است که توسعه و همکاری مشترک را ميان کشورهای عضو ايجاد می‌کند و شامل پروژه‌های انرژی از جمله توليد و انتقال برق، خطوط راه‌آهن، توسعه بزرگراه‌ها، استخراج معادن و توسعه صنايع می‌باشد. طی نشست‌های گذشته، روی عوامل و چگونگی اين پروژه‌ها، چالش‌ها و مشکلات آن و راه‌های حل فراراه اين پروژه‌ها بحث و تبادل نظر صورت گرفته است.

3- توسعه و تقویت همکاری ترانزیتی:

افغانستان طی اين نشست‌ها همواره کوشيده است تا اين درک را به وجود بياورد که اين کشور ظرفيت فوق‌العاده طبيعی برای وصل کردن کشورهای منطقه به يکديگر دارد و کشورهای منطقه از طريق همگرايی، بايد کمک کنند که نقش جیوپولتيک افغانستان برجسته‌تر شود تا تمام کشورهای منطقه با ثبات و آرامش به رشد و توسعه دست پيدا کنند.

4- مبارزه با تروریزم و تهدیدات امنیتی:

فعاليت‌های تروريستی و تهديدات ناشی از آن چندين دهه است که افغانستان و منطقه را به شدت متأثر ساخته است. هم‌اکنون برخی از کشورهای آسيای جنوبی و مرکزی در معرض تهدیدهای ناشی خشونت و ناامنی هستند و تروريزم با سرعت نگران‌کننده‌ای در حال رشد و ايجاد هسته‌هایش در منطقه ما می‌باشد. اکنون اين فرصت فراهم شده است تا با همگرايی و تبدیل سياست حمايت از تروريزم به مقابله با آن، اين پديده خطرناک ريشه‌کن گردد.

5- تعاملات اجتماعی:

مردمان کشورهای منطقه، اغلب با يکديگر پيوندهای مستحکم فرهنگی دارند. مشترکات زبانی، دينی، مذهبی، قومی و تاريخی از نکات بارز ملت‌های اين منطقه است و اين مشترکات، پيوندی مناسب را برای استحکام روابط در ابعاد مختلف از جمله امنيت منطقه‌یی به وجود آورده است. از آنجايی که تهديدات و چالش‌ها در منطقه، مشترک است و تمام کشورها از ناامنی و فقر در اين منطقه متأثر هستند، اين پيوندها می‌تواند در راستای انسجام و همگرايی منطقه‌یی، تبادل توریست و... مؤثر و مفيد تمام شود.

 دستاوردها و نتایج

شکل‌گيری اين روند در نفس خود يک ابتکار عالی به حساب می‌رود و يک ظرفيت کلان و فرصت کم‌پيشينه برای منطقه فراهم کرده است. نفس گفت‌وگو و جمع شدن کشورها، خود دستاورد بسامهم برای افغانستان و منطقه است.

اين پروسه سبب شده است که تاحدود قابل ملاحظه‌ای درک مشترک از مشکلات و چالش‌های امنيتی در منطقه به وجود بيايد.

دستاورد ديگر افغانستان اين است که در بعد اقتصادی و ترانزيتی، موفق به متقاعدسازی کشورهای منطقه نسبت به ارزش و جايگاه افغانستان به عنوان قطب ترانزيتی شده است. آغاز به کار چندين پروژه منطقه‌یی نشانگر اين دستاورد است و حداقل، روند اجلاس قلب آسيا در تسهيل و تسريع اين پروژه‌ها نقش داشته است.

سال‌ها جنگ و منازعه، افغانستان را از معادلات سياسی منطقه حذف کرده بود ولی اين نشست‌ها و نشست‌های ديگر منطقه‌یی از جمله ريکا که به ابتکار و محوريت افغانستان شکل گرفت، سبب پذيرش مجدد افغانستان در معادلات سياسی منطقه‌یی شده است.

دور هم جمع کردن کشورهای منطقه جهت توحید منافع، ديدگاه‌ها و سياست‌های اقتصادی، برای افغانستان و منطقه يک دستاورد به حساب می‌رود و اين رايزنی‌ها به عنوان يک پروسه، در ميان‌مدت و درازمدت نتايج مثبتی در پی خواهد داشت.


اشتراک گذاری