سخن رئیس‌جمهور
صنعتکاران، دولت و جامعه را مثلث نجیبه‌ی ثبات و رفاه افغانستان می‌دانیم. رکن عمده این مثلث، صنعتکاران افغانستان است؛ چون مملکتی که تولیدکننده نباشد، مملکت نیست. صنعتکار ما، یک رکن اصلی پایگاه تمام دیدگاه‌های اقتصادی و پالیسی‌های اقتصادی ماست.

حلقه خبیثه تغییر اقلیم و عدم مصونیت غذایی در افغانستان

۱۳ سرطان ۱۳۹۷

 عبدالعزیز مُصعب حیدری

 تغییر اقلیم یک پدیده کاملاً مشهود در افغانستان است. یکی از نشانه‌های واضح تغییر اقلیم در افغانستان ذوب شدن یخچال‌های طبیعی در رشته‌کوه‌های پامیر – هندوکش است که روی کاهش میزان آب‌های سطحی و محصولات زراعتی در قلمرو افغانستان و همچنین عدم مصونیت غذایی ساکنین کشور تأثیر عمده‌ای داشته است. پیش از آن‌که به عمق بحث داخل شویم، باید یک تعریف جامع از تغییرات اقلیمی، وضعیت تغییرات اقلیمی در افغانستان و شاخص‌های مصونیت غذایی در کشور را ارائه نماییم. در ادامه می‌توان به صورت واضح تأثیرات منفی تغییرات اقلیمی را بر مصونیت غذایی ساکنین کشور برشمرد و به مسیر پیش روی دولت و مردم برای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی و یا سازگاری با این پدیده، اشاره نمود. 

مطابق به تعریف ارائه‌شده در کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد، تغییرات اقلیمی عبارت از آن دسته تغییراتی است که به شکل مستقیم و غیرمستقیم در نتیجه فعالیت‌های بشری در اقلیم زمین به وجود می‌آید.(1) به عبارت ساده‌تر، تغییرات اقلیمی به تغییر نسبی آب و هوای یک منطقه یا کشور اطلاق می‌شود که می‌توان آن را به شکل بالا رفتن درجه حرارت و یا تغییرات در میانگین بارش باران ملاحظه نمود.(۲)

 تغییرات اقلیمی در افغانستان

افغانستان یک کشور دارای اقلیم خشک و نیمه‌خشک استوایی، با زمستان‌های سرد و تابستا‌ن‌های گرم می‌باشد. تغییرات اقلیمی در افغانستان یک پدیده مربوط به آینده نیست؛ و نشانه‌ها و اثرات منفی آن در جریان دهه‌های اخیر به وضوح نمایان گردیده است. تحقیقات و آمار اقلیمی و هواشناسی در جریان دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که تغییرات مشخصی در اوسط درجه حرارت و میزان بارش افغانستان نسبت به دهه‌های گذشته نمایان شده است.

میانگین درجه حرارت افغانستان از سال ۱۹۵۰ میلادی تا کنون، در حدود 1.8 درجه سانتی‌گراد افزایش داشته است. البته این افزایشِ درجه حرارت در تمام مناطق کشور یکسان اتفاق نیفتاده است. بیش‌ترین افزایش میانگین درجه حرارت مربوط مناطق مرکزی، جنوب و جنوب‌غربی کشور است که رقم بلند 2.4 درجه سانتی‌گراد را نشان می‌دهد. این در حالی است که دامنه‌های هندوکش کمترین افزایش را در میانگین درجه حرارت از سال ۱۹۵۰ میلادی به این طرف شاهد بوده و در حدود ۱ درجه سانتی‌گراد گرم‌تر از قبل گردیده است.(۳) بزرگ‌ترین پی‌آمد ناگوار افزایش میانگین درجه حرارت در کشور خشکسالی‌های پیاپی و کاهش میزان بارندگی در فصول سرد سال بوده است. بر اساس معلومات ارائه‌شده توسط وزارت انرژی و آب، خشکسالی‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۴ میلادی در افغانستان مبین این واقعیت است که منابع آبی کشور از لحاظ کمّی و کیفی کاهش قابل‌ملاحظه‌ای نموده است. همچنین افزایش درجه حرارت در فصول بهار و زمستان سبب شده که بیش از نیمی از یخچال‌ها و برف‌های ذخیره‌شده در بخش‌های بلند رشته کوه‌های هندوکش و پامیر ذوب شود و سیلاب‌های مهلک و خسارت‌های اقتصادی و انسانی زیادی در جریان فصل بهار واقع گردد.(۴) افزون بر این، پدیده خشکسالی وقوع سیلاب‌های فصلی را بیش‌تر می‌سازد؛ زیرا خشکسالی‌ها باعث کاهش رطوبت خاک شده و نفوذپذیری آن را کاهش می‌دهد. بر اساس معلومات ارائه‌شده توسط مشاوریت ارشد ریاست جمهوری در امور زراعت و انکشاف، مصرف آب در سکتور زراعت به دلیل خشکسالی‌های پی‌درپی و تأثیرات تغییر اقلیم افزایش یافته است؛ به طوری که در ۳۰ سال قبل برای آبیاری نبات گندم در حدود ۳۰۰ میلی‌متر آب مورد نیاز بود، اما امروزه این مقدار به ۵۰۰ میلی‌متر آب افزایش یافته است.(۵)

از سوی دیگر، تحلیل معلومات در مورد میانگین میزان بارندگی در مناطق مختلف کشور و در جریان فصول مختلف سال نشان می‌دهد که میانگین میزان بارندگی در جریان فصل بهار نسبت به چند دهه قبل، در حدود یک‌سوم کاهش یافته است. برعلاوه میانگین بارش باران و برف در جریان فصل زمستان به اندازه بسیار کمی افزایش را نشان می‌دهد.(۶) میزان بارندگی در جریان فصل بهار تأثیر زیادی روی حاصل‌دهی تولیدات زراعتی، به خصوص در زراعت للمی، دارد. در این فصل بسیاری از محصولات زراعتی به میزان زیادی وابسته به آب باران در پهلوی آبیاری به وسیله آب‌های سطحی هستند. به طور عمده کاهش میزان باران در جریان فصل بهار در مناطق مرکزی، شرق و شمال کشور بیش‌تر مشهود است و زراعت معیشتی در این مناطق را با چالش جدی مواجه ساخته است.(۷) همچنین تغییرات در میانگین درجه حرارت و بارندگی در نتیجه تغییرات اقلیمی باعث شده که در بعضی مواقع سال، نقاط مختلفی از کشور شاهد بارندگی‌های سنگین باشد که نمونه‌ی آن، در بارندگی‌های سال جاری مشهود بود. این بارندگی‌های سنگین که سیلاب‌های مهلکی را به همراه دارد، باعث تخریب مزارع، منازل مردم و ایجاد خسارات مالی و جانی هنگفتی می‌گردد که در نتیجه بر میزان فقر و عدم مصونیت غذایی مردم روستایی می‌افزاید.

به صورت کلی چهار پی‌آمد عمده‌ی تغییرات اقلیمی در افغانستان را می‌توان به ترتیب زیر برشمرد:

۱) خشکسالی‌هایی که در نتیجه‌ی کاهش میزان بارندگی در جریان فصل بهار به وجود می‌آید؛

۲) خشکسالی‌هایی که به دلیل کاهش جریان رودخانه‌ها بر اثر کم شدن یخچال‌ها در جریان فصل بهار به وجود می‌آید؛

۳) سیلاب‌هایی که در نتیجه‌ی بارش سنگین باران در جریان فصل بهار اتفاق می‌افتد؛

۴) سیلاب‌های رودخانه‌یی که در نتیجه‌ی ذوب شدن بیش‌تر و سریع‌تر یخچال‌ها و برف‌های مناطق کوهستانی اتفاق می‌افتد.(۸)

 دلایل عمده تغییرات اقلیمی در افغانستان

پنل بین‌دولتی تغییرات اقلیمی، در پنجمین گزارش ارزیابی خود اعلام نمود که ۹۵ درصد احتمال می‌رود که فعالیت‌های انسانی در جریان ۵۰ سال گذشته باعث گرم شدن زمین و تغییرات اقلیمی شده باشد. عامل عمده تغییرات اقلیمی در سطح جهانی افزایش گازهای گلخانه‌یی در نتیجه‌ی فعالیت‌های انسانی است. مطابق به معلومات انستیتوت منابع جهانی، افغانستان در سال ۲۰۱۱ میلادی ۳۵ میلیون متریک تن گاز گلخانه‌یی را در فضا رها نموده است.(۹) این رقم در مقایسه با مقدار گاز گلخانه‌یی که بزرگ‌ترین تولیدکننده آن، امریکا، رها می‌کند بسیار ناچیز است. بر طبق معلومات اداره حفاظت از محیط‌زیست امریکا، این کشور در سال ۲۰۱۵ میلادی در حدود ۶۵۸۷ میلیون متریک تن گاز گلخانه‌یی تولید نموده است. افزون بر این، معلومات جهانی نشان می‌دهد که دفع گازهای گلخانه‌یی در افغانستان در بین سال‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۱۱ میلادی در حدود ۱۱۸ درصد افزایش داشته است.(۱۰) شایان ذکر است که بزرگ‌ترین تولیدکننده گازهای گلخانه‌یی در افغانستان، سکتور زراعت است که در حدود 64.3 درصد از مجموع گازهای گلخانه‌یی را دفع می‌کند. متعاقباً تغییر در الگوی استفاده از زمین و جنگل‌زدایی و همچنین پروسه‌های صنعتی و زباله‌ها، جایگاه دوم و سوم دفع گازهای گلخانه‌یی در افغانستان را دارند.(۱۱)

از سوی دیگر روند جنگل‌زادیی در چهل سال اخیر سیر تندی داشته است. جنگ‌های خانمان‌سوز و عدم حاکمیت کامل قانون در بعضی از مناطق جنگلی کشور باعث شده که زورمندان و مخالفین مسلح دولت در قطع درختان و قاچاق چوب به پاکستان دست باز داشته باشند. جنگل‌زدایی و تخریب پوشش سبز زمین سبب شده که کاربن‌دای‌اکساید تولیدشده، کمتر از گذشته توسط درختان جذب شود و همین امر به افزایش میزان گازهای گلخانه‌یی بینجامد. از سوی دیگر پدیده‌ی جنگل‌زدایی باعث جاری شدن سیلاب‌های مهلک در جریان فصل زمستان و بهار شده، که از یک طرف خسارات مالی و جانی به همراه داشته و از سوی دیگر عامل اصلی فرسایش خاک و از بین رفتن حاصل‌خیزی آن می‌باشد. باید در نظر داشت که جنگلات یک منبع بزرگ معیشت برای مردم محلی ساکن در این مناطق است و با تسریع روند جنگل‌زادیی، مردم این مناطق آسیب‌پذیر شده، و نمی‌توانند نیازهای ابتدایی زندگی خود از قبیل غذا را به شکل مناسب فراهم نمایند. بر اساس آمار ارائه‌شده توسط برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد UNEP)، ۵) درصد از خاک افغانستان قبل از اشغال کشور توسط شوروی سابق، پوشیده از جنگلات غیرمثمر بود؛ که از آن‌جمله یک میلیون هکتار جنگل بلوط و دو میلیون هکتار جنگل کاج و سرو در مناطق شرقی کشور موقعیت داشت. همچنین جنگلات انبوه پسته و بادام یک‌سوم شمال و شمال غرب کشور را تحت پوشش خود قرار داده بود. اما متأسفانه میزان جنگلات در ساحات شرقی کشور از سال ۱۹۷۸ الی سال ۲۰۰۲ میلادی به نصف کاهش یافته است. در حال حاضر تمام مناطق جنگلی افغانستان به 1.3 میلیون هکتار (۲ درصد از خاک افغانستان) می‌رسد.(۱۲)

 عدم مصونیت غذایی در نتیجه تغییرات اقلیمی

مصونیت غذایی بر چهار اصل زیر استوار است:

۱- موجودیت غذا: افزایش زمین‌های تحت کشت، بهبود حاصل‌خیزی و مولدیت زمین، آبیاری معیاری، استفاده از بذر اصلاح‌شده و به‌کارگیری کود و آفت‌کش موجب افزایش حاصلات زراعتی می‌گردد. همچنین میکانیزه کردن مالداری میزان حاصلات دیگر غذایی از قبیل گوشت و لبنیات را افزایش خواهد داد. بنابراین با موجودیت غذا در یک جامعه، اصل ابتدایی مصونیت غذایی برآورده می‌شود.

۲- دسترسی به غذا: توانایی اقتصادی مردم یک جامعه عامل دیگری است که دسترسی به منابع متنوع غذایی را ممکن می‌سازد. در صورتی که موجودیت غذا در یک محیط تضمین شده باشد، اما توانایی اقتصادی دسترسی به غذا وجود نداشته باشد، مصونیت غذایی تأمین نخواهد شد.

۳- تنوع در سبد غذایی: در صورتی که موجودیت مواد غذایی تضمین بوده و توانایی اقتصادی برای دسترسی به غذا نیز موجود باشد، اما در سویی دیگر سبد غذایی افراد جامعه متنوع نباشد، نمی‌توان ادعا نمود که مصونیت غذایی در آن جامعه وجود دارد.

۴- پایداری سه اصل پیش‌گفته: مصونیت غذایی زمانی به طور کامل تأمین می‌گردد که در تمام فصول سال و به شکل پایدار اصول موجودیت غذا، دسترسی به غذا و تنوع غذایی بتواند تضمین شود.

با توجه به چهار اصل پیش‌گفته، درمی‌یابیم که عدم مدیریت و سازگاری با تغییرات اقلیمی، روی اصل اول و دوم بیش از همه تأثیرگذار می‌باشد. معیشت مردم افغانستان به شکل گسترده‌ای به زراعت و مالداری وابسته است. در حدود ۴۵ درصد از جمعیت مولد افغانستان در سکتور زراعت و مالداری مشغولند. برعلاوه، این دو سکتور منبع درآمد بیش از ۶۰ درصد خانوارهای افغانستان محسوب می‌گردند.(۱۳) از سوی دیگر ضعف سکتور صنعت به خصوص صنایع پروسس مواد زراعتی و مالداری باعث گردیده که پایداری موجودیت غذا در تمام فصول سال با مشکل مواجه گردد.

باید خاطرنشان نمود که خشکسالی‌ها، سیلاب‌ها و همچنین فرسایش و بی‌حاصلی خاک در افغانستان که نتایج عمده‌ی تغییرات اقلیمی می‌باشند، باعث گردیده تا موجودیت میزان کافی غذا و همچنین پایداری آن با چالش جدی مواجه گردد. همچنین تغییرات اقلیمی سبب شده که میزان درآمد بخش بزرگی از جمعیت کشور که در سکتور زراعت و مالداری مصروفند، کاهش یاید. افزون بر این، سیلاب‌ها و دیگر فجایع طبیعی برخاسته از تغییر اقلیم، مسبب از بین رفتن منابع درآمد بسیاری از مردم در فصول سخت سال می‌باشد. عوامل پیش‌گفته به صورت اساسی توانایی اقتصادی مردم را برای دسترسی به غذا تحت شعاع قرار داده‌اند. با ‌وجود این که عوامل بسیاری به جز تغییر اقلیم نیز بر عدم مصونیت غذایی تأثیرگذارند، اما باید توجه داشت که تغییرات اقلیمی در چند دهه‌ی اخیر تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم فراوانی روی عدم مصونیت غذایی مردم افغانستان داشته است.

 مسیر پیش رو

مطابق به ماده دوازدهم قانون اساسی افغانستان، «دولت مکلف است تا در مورد حفظ و بهبود جنگلات و محیط‌زیست تدابیر لازم اتخاذ نماید». با استناد به این ماده‌ی قانون اساسی، قانون محیط‌زیست در سال ۲۰۰۷ میلادی ترتیب و نافذ گردید. تطبیق قانون متذکره به عهده اداره ملی حفاظت از محیط‌زیست است که فعلاً تمرکز بیش‌تر این اداره روی انکشاف پالیسی‌ها و مقررات می‌باشد.

متأسفانه بعد از سال ۲۰۰۱ میلادی و تشکیل نظام جدید در افغانستان، پالیسی‌ها و اقدامات محیط‌زیستی، تحت شعاع موضوعات سیاسی، امنیتی و اقتصادی قرار گرفته و به صورت باید و شاید به آن پرداخته نشده است. باید توجه داشت که فعالیت‌های محیط‌زیستی به ویژه کاهش و سازگاری با تغییرات اقلیمی تأثیرات چندجانبه داشته و در وهله اول مصونیت غذایی مردم را تا اندازه‌ی قابل توجهی بهبود می‌بخشد. بنابراین باید تمرکز و انرژی روی اقدامات جهت کاهش تغییرات اقلیمی در کشور و یا سازگاری با این پدیده معطوف گردد. اولویت اول، راه‌اندازی یک گفتمان ملی سرتاسری برای درک اثرات مخرب این پدیده در بخش‌های مختلف کشور و پتانسیل‌های محلی جهت کاهش و سازگاری با تغییرات اقلیمی است. این گفتمان ملی و سرتاسری در کنار به‌کارگیری از شیوه‌های برتر منطقه‌یی و جهانی ما را به اجماع روی یک پالیسی فراگیر و همه‌جانبه و همچنین استراتیژی مؤثر و کارآ خواهد رساند.

 منابع:

۱- United Nations Framework Convention on Climate Change, 1987, United Nations.

2- ویب‌سایت رسمی سازمان ناسا، استخراج‌شده از لینک زیرین به تاریخ ۱/۷/۲۰۱۸

https://www.nasa.gov/audience/forstudents/5-8/features/nasa-knows/what-is-climate-change-58.html

3- NEPA & UN Environment, 2016, Climate Change Science Perspectives, Kabul, Afghanistan.

۴- انجنیر سلطان‌محمود محمودی، ۲۰۱۳، اثرات ناگوار تغییرات اقلیم بالای سکتور اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی افغانستان، وزارت انرژی و آب جمهوری اسلامی افغانستان، برگرفته از لینک زیرین به تاریخ ۱/۷/۲۰۱۸

http://mew.gov.af/fa/article/article-5

۵- ریاست عمومی دفتر مقام عالی ریاست جمهوری، ۲۰۱۸، گزارش نخستین سمپوزیم تغییر اقلیم و مصونیت غذایی در افغانستان، برگرفته از لینک زیرین به تاریخ ۱/۷/۲۰۱۸

http://ocs.gov.af/dr/news_details/246

۶- NEPA & UN Environment, 2016, Climate Change Science Perspectives, Kabul, Afghanistan.

۷- همان.

۸-NEPA & WFP & UNEP, 2016, Climate Change in Afghanistan: What does it mean for rural livelihood and food security?

۹- World Resources Institute Climate Analysis Indicator Tool, 2.0, 2015.

۱۰- USAID, 2011, Greenhouse Gas Emission in Afghanistan.

۱۱- NEPA, 2017, Second National Communication under the UNFCCC.

۱۲- UNEP, 2009, UNEP in Afghanistan, Laying the Foundation for Sustainable Development.

۱۳- Afghanistan Living Condition Survey 2013/2014.


اشتراک گذاری