د جمهور رئیس خبرې
صنعتکاران، دولت او ټولنه د افغانستان د ثبات او هوساینې نجیبه مثلث بولو. ددې مثلث عمده رکن، د افغانستان صنعتکاران دي؛ هغه هېواد چې تولیدونکی نه وي، هېواد نه دی. زموږ صنعتکار، زموږ د ټولو اقتصادي لیدلوریو او اقتصادي پالیسیو اصلي رکن دی.

«د پایداره ښارونو پر لور» تر عنوان لاندې په څلورم ملي ښاري کنفرانس کې د جمهوررئیس محمد اشرف غني د وینا متن

۲۷ لړم ۱۳۹۶

۲۷ لړم ۱۳۹۶ | ۱۸ نومبر ۲۰۱۷| سلام‌خانه ماڼۍ ــــ کابل

وطنداران محترم، همشهریان عزیز، اعضای محترم جامعه مدنی، علمای کرام، نمایندگان سکتور‌ خصوصی هم از اتاق تجارت و هم از اتاق صنایع، اعضای محترم کابینه، داکتر صاحب قیومی، جناب کشاف صاحب، جناب انجینیر صاحب محمد خان، جناب وزیر صاحب شهرسازی و مهمان‌های گرامی! اول‌تر از همه، به خانه خود خوش آمدید! خوش گلدینگ! ښه راغلاست! په لېمو راغلئ! [د حاضرینو چکچکې]

در قدم اول لازم می‌دانم که یک سری از نهاد‌ها را تبریکی بگویم. چون روحیه این کنفرانس از کنفرانس‌هایی که پیش‌تر داشتیم یک فرق بنیادی دارد؛ در کنفرانس‌های گذشته یکی از نقش‌های من این بود که من برای شما، توصیه کنم، امروز به فضل خداوند خود‌تان اختیار سکتور شهری را به دست گرفته‌اید که به همه‌ی شما تبریک می‌گویم. [کف زدن حاضرین]

اول من می‌خواهم از جامعه مدنی ابراز امتنان کنم. سیاووش صاحب [از سخنران‌های قبلی برنامه] تحلیل‌تان بجای است در هر دو مورد. تا وقتی که ما به «شهروند» بدل نشویم صاحب شهر نمی‌شویم و تا وقتی که نظافت را جزء ایمان خود ندانیم، طوری که برای ما امر شده، شهرمان را نظیف نگاه کرده نمی‌توانیم.

دوم می‌خواهم از شورا‌های مردمی ابراز امتنان کنم، هم از بررسی بسیار مثبت‌ و هم از پیشنهاد‌های بسیار سازنده‌تان. با «میثاق شهروندی» نقش شورا‌های مردمی چند برابر می‌شود. برای بار اول در تاریخ ما است که نه‌تنها قرای ما از برنامه «همبستگی ملی» مستفید شده‌اند، این بار تمام شهرهای افغانستان به صورت منسجم از برنامه «میثاق شهروندی» مستفید خواهند شد. اما علاوه بر آن، اختیار به دست شما است؛ حال چلنج من هم به جامعه مدنی و هم به شوراهای مردمی این است که، شما چی می‌کنید؟ ما که اختیار، صلاحیت و منابع را در اختیارتان می‌گذاریم. همچنین امید است که بار دیگر، شما موفق‌ترین شوراهای مردمی را در نظافت شهر تقدیر کنید تا یک رقابت واضح ایجاد شود؛ چون در چارچوب برنامه میثاق شهروندی، صلاحیت‌ها به شما انتقال می‌کند. منابع را حکومت تا حد ممکن در اختیارتان قرار می‌دهد؛ اما زیاد‌ترین منبع، خود روحیه شهروندی و ملی ماست.

دویم، زه غواړم چې هم د صنایعو له اتاق نه، له جناب کمین‌زاده صاحب نه او هم له سوداګرو نه، جناب مومند صاحب نه د زړه له کومې مننه وکړم. خبره په دې کې ده لکه هماغسې چې مدني ټولنه موږ ته لازمي ده، موږ ته خصوصي سکتور حیاتي دی. تاسې زموږ شریکان یاست. هغه تضاد چې د خصوصي سکتور او دولت په منځ کې و، ان‌شاالله تعالی نشته او زه غواړم چې په اطمینان درته ووایم چې بې له تاسو [نه کېږي]، تاسې یا ښي یا چپ لاس د دولت یئ، بې له تاسو نه دولت ناتکمیله دی او مدني ټولنه بل لاس دی. نو په همدې دلیل دا چې تاسو پانګونه کړې زه مننه کوم او دا چې پخپلو پښو باندې درېدلو خواته روان یئ، د زړه له کومې مننه کوم.

نکته اصلی ما این است که کلان‌ترین خطر برای آینده افغانستان، امروز بیلانس واردات ما است. از دو میلیارد (دالر) زیادتر مواد غذایی وارد می‌کنیم؛ از یک میلیارد دالر زیادتر مواد ساختمانی و چیزهای دیگر ایجاد می‌کنیم. یکی از اینها ضرور نیست که از خارج (کشور) بیاید برادران و خواهران! [کف زدن حاضرین] ۲۵ فیصد ترجیح را برای‌تان تعهد کرده‌ایم؛ شما سرمایه‌گذاری کنید، در هر پروژه ملی و در هر قرارداد ملی برای‌تان اولویت داده می‌شود. [کف زدن حاضرین] پسان سر این مسأله برمی‌گردیم.

نکته اساسی این است که اگر مسکن بااستطاعت بیاید یا ساختمان‌های دولتی عامه اعمار شوند، کیفیت باید بالا شود و قیمت پایین بیاید. وضعیت فعلی قابل قبول (برای) من نیست، قابل قبول مردم نیست. این چه طور است که در ممالک همجوار ما، یک کیلومتر بهترین سرک به ۲۵۰ هزار (دالر) (احداث) می‌شود، ما سرک درجه دوم را به ۵۰۰ هزار (دالر) می‌سازیم که آن قیمت سرک درجه اول است! یاری صاحب [سرپرست وزارت فواید عامه] ان‌شاالله تغییرات بنیادی در این (وضعیت) خواهد آورد. نادری صاحب! [رئیس کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی] باید بخش‌ها را تغییر بدهیم. این (وضعیت) از چه می‌آید؟ قیمت‌ها از این خاطر بالا بود که فضای اعتماد وجود نداشت؛ قرارداد‌ها از این خاطر گرفته می‌شد که تکمیل نشود. باید پول مشروع و فایده مشروع سرمایه‌دار را به سر دو چشم قبول کنیم، خداوند کل‌تان را میلیاردر بسازد. [کف زدن حاضرین] این خاک باید از این (حالت) که تجارت یا سرمایه‌گذاری دزدی باشد، برآید. یک [= تنها] گوگل را ببینید! چند مملکت بودجه برابر گوگل دارد؟ [با تأکید:] از ابتکار مغز یک انسان برآمده است. ذهنیت باید تغییر کند؛ چراکه تولید ثروت، وسیله اصلی امحای فقر است. با این فقر نمی‌توانیم زندگی کنیم (به این خاطر) انکشاف مواد داخلی ما به نهایت ضروری است.

من همچنین می‌خواهم از پوهنتون‌ها و از نهاد‌های مسلکی – که داکتر صاحب مجددی و جناب کاکر صاحب این جا هستند – ابراز امتنان کنم. باید بفهمیم، صدها میلیون دالر را از خاطر مشاوریت‌های بین‌المللی، برای دیزاین داده‌ایم. بعد از شانزده سال، این یک شرم ملی است! ظرفیت دیزاین، به صورت اساسی باید در افغانستان ایجاد شود؛ که غیر از این که سر پوهنتون‌ها، انستیتوت‌ها و نهاد‌های متخصصین‌مان سرمایه‌گذاری کنیم، ایجاد نمی‌شود. بناءً تفکیک و فاصله بین دولت و پوهنتون‌ها نه‌تنها باید ختم شود (بلکه) فضای همکاری همه‌جانبه را خواهان هستیم؛ چون قوه بشری را از کجا تربیه کنیم؟ این نوع حمایت‌های تخنیکی که تمام فشار سر نهادهای دولتی افتاده و سر کسانی که از نگاه ذهنی [= دانش] آماده نبوده‌اند، ختم شود. نسل نومان را به صورت اساسی تربیه کنیم و ظرفیت را تغییر بدهیم. من هم از اشتراک‌تان (در کنفرانس امروز) ابراز امتنان می‌کنم.

وزیر صاحب شهرسازی، مدال حق‌تان بود و امروز روز آن بود که شما باید تقدیر می‌شدید. [کف زدن حاضرین] جناب وزیر صاحب له ګزارش نه مو ډېره مننه او د فعالیتونو نه مو هم، او لا شروع د کار ده. اما خاصتاً من به وزارت محترم شهرسازی برای ایجاد این کنفرانس به خاطر یک بحث آزاد، تبریک می‌گویم. کنفرانس‌های ما باید تشریفاتی نباشد، من را دیده‌اید؟ من آدم تشریفات نیستم، هنوز هم کورتی کهنه‌ام را می‌پوشم [کف زدن حاضرین] حرف من این است که ما به صورت افراد ذی‌دخل و ذی‌نفع و به حیث یک ملت واحد و یک دولت منسجم، باید صحبت‌های سازنده داشته باشیم. خواهش من این است که در این صحبت‌ها، هم دستاوردها، هم کوتاهی‌ها و هم فرصت‌ها مورد نظر گرفته شوند. چون تنها راه پیشرفت این است که ما یکدست و با قوت پیش برویم. (به خاطر درک) مشکلات سکتور خصوصی، جامعه مدنی و شوراها از دیدگاه اینها، آیینه به دست شما است. هېنداره موږ ته بېرته واخلئ [=ونیسئ] هر وارې چې مو هېنداره ولیده، د هغه زړې ښځې کیسه مو اورېدلې، ستونزه په هېندار کې نه ده، که موږ زاړه شوي یوو ستونزه به زموږ په چهرې کې وي، اما تاسو حق لرئ چې راته هېنداره ونیسئ او هېنداره مو چې راته ونیوله موږ به په ډېر صبر او غور باندې خپل مشکلات لرې کوو، ځکه دا زموږ مشترک مشکلات دي.

ارگان‌های محلی را من تبریکی می‌گویم؛ جناب پوپل صاحب رښتیا هم او له هغه وخته چې بېک صاحب راغلی، بېک صاحب ته هم تبریکي ورکوو؛ مخصوصاً چې پښتو یې ډېره ښه شوې ده، ځکه چې لور یې ورسره پښتو وایي، چاره نه لري بېچاره! [خندا]

شاروال‌های موفق! همه شاروال‌ها موفقیت‌هایی به دست داشتند، یک حرکت بسیار خوب به وجود آمده؛ اما مخصوصاً قلعه‌نو، میمنه، لشکرگاه، قندهار، چاریکار، گردیز، خوست و مهترلام را که شما تقدیر کردید؛ همه‌شان واقعاً قابل تقدیرند. مننه! [کف زدن رئیس‌جمهور و حاضرین]

من می‌خواهم در عین حال از یلانی صاحب و همکاران‌شان در اداره آبرسانی تشکر کنم. واقعاً از روزی که یلانی صاحب مسؤولیت اداره آبرسانی را گرفته، تجربه بسیار موفقی را که در هرات داشته، سرتاسری ساخته است. [کف زدن حاضرین]

یلانی صاحب اول کاندیدای یک کار دیگر بود؛ بعد از این که من مجبورش ساختم به آبرسانی آمد. پسان شنیدم که گفته بود رئیس‌جمهور یک مقدار قضاوت دارد، تشکر از این که قبول کرده‌اید. [خنده] [کف زدن حاضرین]

اداره اراضی! جناب پیکار صاحب از زحمات همه‌جانبه‌تان (تشکر). ان‌شاالله تعالی با پروگرامی که اراضی روی دست گرفته است، در ظرف چهار سال تمام ملکیت‌های افغانستان، ملکیت عامه، ملکیت دولتی، ملکیت خصوصی، همه اینها، در یک چارچوب واضح خواهد آمد و این زمینه واضح را برای شما فراهم می‌کند. آخرین ابتکار اداره اراضی این است که قیمت‌ها سنجیده می‌شوند و حداقلِ قیمت‌ها در هر جای، تعیین خواهد شد و حداکثر آن در دست سکتور خصوصی در عرضه و تقاضا است؛ تا ما یک ترتیب واضح داشته باشیم و بتوانیم به پیش برویم. همچنین از بخش‌های دیگر، اداره زون پایتخت، شاروالی کابل و دیگرها تشکر می‌کنیم.

هدف ما چیست؟ هدف ما «شهروند در شهر قابل زندگی و پایدار» است. بدون ایجاد فرهنگ شهروندی ما نمی‌توانیم خود را شهری بگوییم. من چند سال پیش، حدود پنج سال پیش در یک پوهنتون شش ساعت را همراه حدود چهارصد نفر از شاگردان، سپری کردم؛ خواهران و برادران بودند. از پیش‌شان من تعریف ملکیت‌شان را خواستم. اکثریت اینها ملکیت خود را در داخل چهاردیواری خود تعریف کردند؛ این، شهروندی نیست. کسانی که خانه خود را پاک نگاه می‌کنند؛ اما کثافات خود را در سرک می‌اندازند، اینها شهروند نیستند؛ اینها با همدیگر بیگانه هستند و روحیه همبستگی ندارند. وقتی که پرسان می‌کنیم، سرک از کی است؟ می‌گویند سرک از دولت؛ مسؤولیت پاکی سرک از کی است؟ از دولت. اما بالعکس در خیرخانه یک‌هزار و چندصد نفر با هم یکجای شده بودند. به ترتیب اساسی، تعریف (ملکیت) در آن جا از تمامِ گذر است. هر خانه، نمره و چراغ برق دارد و هر سرک فرعی کانکریت شده است. خانم‌ها، اولاد، در دوران اول بهار تا خزان، از صبح تا ده بجه شب مصون هستند؛ مهم‌ترین کارهای‌شان این است که در غم و شادی شریک شدند؛ زیادترین دعاوی را بین شوهر و همسر، خود محل حل می‌کند. کثافت را هم تجزیه می‌کردند.

نکته عمده، خواهران و برادران این است که این (تغییرات) به دست شما است. کلان‌ترین سرمایه، سرمایه اجتماعی است؛ طوری که در قرا، همبستگی ملی را ایجاد کرد و یک قسمت از برنامه‌های اولیه کرب در پایتخت بود. امید است (که این طور باشد). در هرات دیدید، مردم خودشان (در مقابل اصلاحات) عقب‌نشینی کردند؛ چون فایده عقب‌نشینی را دیدند. ما باید یکدیگر را قناعت بدهیم که نفع مشترک، هدف مشترک است. اما قسمت دیگر (در مورد) شهرهای قابل زندگی است؛ که وظیفه وزارت شهرسازی و شاروالی‌ها است، و تا به حال ما ناکام هستیم (چراکه) یک شهر افغانستان ترانسپورت ندارد، یک شهر افغانستان کثافات را تا حال مدیریت نکرده است، یک شهر افغانستان به شمول کابل به صورت اساسی عواید خود را نمی‌فهمد. شش اداره مختلف در شاروالی کابل وجود داشت تا عواید را جمع‌آوری کنند. این، موجب فضای همکاری نیست. زمینه اصلاحات سرتاسری را کار داریم.

اقدام‌های موفق انجام شده؛ باید میراث گذاشته را (اصلاح کنیم). از این جهت پایدار است که مسؤولیت ما و شما در قبال حال نیست. هر شهری را که ما و شما پلان‌گذاری می‌کنیم، هر شهری را که شما منظم می‌سازید، برای دوصد تا ششصد سال آینده است. آیا لندن را فکر می‌کنید که هر روز سرش پلان‌گذاری می‌شود؟ آیا پاریس، ویانا، سنگاپور و یا کوالالامپور؟ یک دوره می‌آید که در آن کارهای بنیادیِ جهت‌دهی انجام می‌شود که بعد از آن بهبود است.

ما و شما خوشبختانه و هم بدبختانه در آن مرحله‌ای هستیم که از یک طرف مشکلات میراثی داریم – که خانم سیاووش و دیگران به آن اشاره کردند – و از طرف دیگر فرصت‌هایی برای ایجاد شهرهای پایدار داریم.

از خاطر حل مشکلات! نکته اول و قدمی که گذاشته شد، معلومدار که ایجاد نهادهای شهری بود؛ وزارت شهرسازی، شاروالی‌ها و مخصوصاً شورای عالی توسعه شهری. شورای عالی توسعه شهری وسیله شده که ما با همدیگر به صورت اساسی صحبت کنیم و به نتیجه‌گیری برسیم.

پیشنهاد من به جناب وزیر صاحب شهرسازی، وزیر مالیه و خانم اکبر صاحب که دارالانشای (شورای عالی توسعه شهری) را اداره می‌کند (این است که) بعد از این باید شاروال‌صاحب‌ها از راه ویدیو اشتراک داشته باشند؛ نه‌تنها به کابل بیایند، باید کل اینها در آینده از راه ویدیو اشتراک داشته باشند بیگ صاحب [رئیس اداره مستقل ارگان‌های محلی]، تا نظریات تنها به این نباشد که شاروال «الف» یا «ب» بیاید و در بخش شاروالی خود (صحبت کند) باید در بخش تمام پالیسی‌ها نظرات اینها را بگیریم. همچنین امیدوار هستم جلسه‌ای که بین شاروال‌صاحب‌ها در قندهار صورت گرفته است، نتایج داشته باشد. [کف زدن حاضرین] پوپل صاحب ترتیب یې [= د غونډو] وکړئ. و مسأله دیگر آب است. بدترین میراثی که به ما رسیده عدم مدیریت فکری [= علمی] سر آب شهر‌های ما است. تنها قلعه‌نو نیست که بحران آب دارد؛ کابل بحران بنیادی آب دارد. از این جهت در این سه سال، مطالعات قابل ملاحظه‌ای انجام شده تا ما آب را مدیریت کنیم. به‌زودی ان‌شاالله تعالی شروع کار بندی را در کابل خواهید دید که مشکل آب کابل را حل کند و دریای کابل دوباره و به صورت همه‌ساله، جریان داشته باشد. [کف زدن حاضرین]

نکته شهری در این است که کابل با تمام اهمیتش که به حیث پایتخت افغانستان دارد، یگانه شهر افغانستان نیست که تنها مورد توجه ما قرار داده می‌شود. توازن شهری باید باشد. توازن شهری معنایش این است که نه‌تنها شهرهای بزرگ (بلکه) شهرهای متوسط و کوچک، همه مورد توجه قرار بگیرد. طرز در پالیسی ما باید ایجاد «شبکه‌های شهری» باشد، نه تنها شهرها.

خواهران و برادران! تراژیدی ما امروز در چیست؟ کل شهر‌های ما از نگاه نان، کالا و از نگاه پوشاک به واردات خارجی متکی است، په لحاظ د خدای(ج) ولې؟ هزارها سال این مملکت فرهنگ شهری داشت، شهر و ده به هم بسته بود. امروز تخم‌مرغ پوسیده را که ۶۰ روز از عمرش تیر شده است، شما وارد می‌کنید؛ این قدر همت ندارید که تخم‌مرغ را تولید کنید؟ من حاضر هستم تمام خریداری دولت را متمرکز کنم؛ اما پیکار صاحب! واضح است که – کمین‌زاده صاحب [رئیس اتحادیه صنعتکاران و از سخنرانان قبلی مراسم] امروز بسیار خوش‌خوی بود، شکایت نکرد – مشکل پارک‌های صنعتی ما باید به صورت اساسی حل شود. پیشنهاد من به وزارت محترم تجارت و اداره اراضی این است که بانک‌های زمین را ایجاد کنید و مدیریت پارک‌های صنعتی و ساختن آن را به خود سکتور خصوصی واگذار کنید. [کف زدن حاضرین] ۵۰ تا (پارک) می‌خواهید، ۵۰ تا! 100 تا می‌خواهید، من می‌خواهم ۳۰۰ تا بسازید! بعد از این، بروکراسی مزاحم‌تان نمی‌شود، توزیع عادلانه قوانین را (بنیان) بگذارید، ظرفیت تخنیکی واضح شود، بانک زمین وجود داشته باشد، بعد از آن توزیع شود.

در قسمت ابتکارات. اول، میثاق شهروندی، یکی از ابتکارات عمده ما است. ۷۵۰ میلیون دالر در سه سال آینده سر میثاق شهری مصرف می‌شود. او دا په دې نه ده، چې تکرار د ملي پیوستون وي. وزیر صاحب شته، این برنامه بین‌سکتوری و بین‌الوزارتی است. سکرتریتش در وزارت محترم انکشاف دهات است؛ اما برنامه به صورت اساسی، برنامه‌ی ملی و افغانستان‌شمول است. من می‌خواهم که شهر و ده، خود را مرتبط ببینند. هر شورای شهری که ایجاد می‌شود، سیستم خریداری‌ تولیدات ده را ایجاد کنید و هر شورای قریه که ایجاد می‌شود، همراه اتاق صنایع یکجای شود تا تولیدات صنایع خود را بخریم. [کف زدن حاضرین] په دې ټول جیبونه ډکېږي.

موضوع دوم، برای مردم کابل و کل مردم افغانستان – [اشاره به انتهای سالون:] امان‌الله خان آن جا عکسش است – در ابتدای بهار ان‌شاالله شاهد تهداب‌گذاری تعمیر کمپلکسی خواهید بود که قسمت عمده ادارات دولتی از مرکز شهر به دارالامان انتقال پیدا خواهد کرد. به وزیر صاحب شهرسازی من تبریک می‌گویم! دو سال کامل سر دیزاین و طرح این (برنامه) مصرف شده و پیکار صاحب و دیگر همکاران کمک کردند. تغییر بنیادی در کابل می‌آید؛ پروژه‌ای را که غازی امیر امان‌الله خان شروع کرد، ما ختم می‌کنیم و به انجام می‌رسانیم. [کف زدن حاضرین]

یک قسمت ابتکارات است. جناب کمین‌زاده صاحب تاسې د برق ذکر وکړ. قیومي صاحب نه زه مننه کوم! د دوی آخري سفر ازبکستان ته، دې نتیجې ته ورسېد، ددې پر ځای چې ۵۰۰ مېگاواټه (برېښنا) راشي، ۱۰۰۰ مېگاواټه (برېښنا) به یوازې له ازبکستان نه راشي. [د حاضرینو چکچکې] قیمت را اعلام کرده می‌توانم یا منتظر سفرم است؟ په هغه برخه کې به هم ښه خبر ولرم، له ۱۵ ورځو بعد زه ځم، ۱۴ موافقتنامې ازبکستان سره آماده دي. او کابل ښار باندې مو فیصله وکړه، د کابینې په پخواني مجلس کې، تره خېل او د بادام باغ دواړه شیونه [= فابریکې] به فعال شي. دا ان‌شاالله تعالی [سوال از یکی از حاضرین:] – چند است؟ ۱۷۰ – په دې اقدام به تاسو ته د دوو کالو لپاره ۱۷۰ مېګاواټه برق فراهم شي، نو تاسې پانګه واچوئ، ان‌شاالله تعالی (برېښنا) به راشي. اما بله برخه مو دا ده چې برق کې پانګه واچوئ، برق هم ستاسې دی. نو زما وړاندیز خصوصي سکتور ته دا دی، چې راشئ [پر برق] پانګه واچوئ!

مسأله سوم، بانک زمین است. این دو مرحله دارد؛ یک، تمام املاک دولتی در کابل جمع شده، از تمام افغانستان در یک بانک معلومات می‌آید؛ دیگر این که بانک زمینِ سرتاسری عامه و دولتی است. ما اجندای شهری خود را خواهران و برادران در حالت کنونی نمی‌توانیم تمویل کنیم؛ اما خوشبختانه، کلید در املاک دولتی است. ما تمام پروژه دارالامان را ان‌شاالله تعالی از مدیریت زمین وزارت‌ها و ادارات فعلی در مرکز شهر کابل می‌توانیم تمویل کنیم. هر شهر ما این ظرفیت واضح را دارد. بنابراین از تمام شاروال‌ها درخواست من این است که سر مدیریت زمین یک فکر دوباره کنند. اگر یک جای عالی‌ترین امکانات را برای توسعه تجارتی دارد، چرا در آن جا دفتر دولتی باشد؟ ما باید بدیل را ایجاد کنیم که از هر دو طرف، یک راه اساسی پیدا شود. شیوه دیگرش مشارکت عامه و خصوصی است. کار دولت، فروش زمین نیست، ایجاد مشارکت سکتور خصوصی و دولتی است تا زیاد‌ترین کار و فعالیت ایجاد شود؛ که این نکته اساسی خواهد باشد.

در قسمت غصب. قاضی‌القضات صاحب به ایجاد یک محکمه خاص تصمیم گرفته است. شورای عالی حاکمیت قانون، غصب را به صورت جدی تعقیب می‌کند. اگر در ادارات حقوق و قضایای دولت تعللی ببینم، هر دویش از وزارت محترم عدلیه به څارنوالی انتقال می‌شود. به وزیر صاحب واضح گفته‌ایم، تا به حال به من جواب نداده است. از کار قضایای دولت در قسمت غصب زمین، به نهایت ناراضی هستم؛ برای‌شان واضح است، چیزی را که من خصوصی گفته‌ام، عام هم برای‌تان می‌گویم. این شکل مدافعه از منافع دولت از طرف نهادها مورد قبول من نیست. تمام قضایای غصب به یک‌دفعه به ستره‌محکمه پیش می‌شود؛ که یک قسمت زیاد آن از شهر کابل جمع شده است. اما جلوگیری از غصب! بعد از این، یکی از معیارهای هر قوماندان، هر والی و هر شاروال جلوگیری از غصب و اعاده زمین غصبی است.

در شریعت غرّای محمدی(ص) غصب ملکیت عامه، مدت ندارد؛ این را واضح بفهمید! غصب زمین دولتی، تابع مدت نیست. همه اینها ملکیت عامه است و به نسل‌های آینده تعلق دارد که ان‌شاالله تعالی پس گرفته می‌شود. این هم جزئی از فرهنگی بود که باید رفع شود.

در قدم آخر خواهشم است. زما غوښتنه له تاسو ټولو هموطنانو دا ده، چې په یوه ملي بحث کې شامل شئ. ښار د ښاریانو دی، ښار د وطنوالو دی، هیله ده دا روحیه چې نن سهار موجوده وه، ټول افغانستان کې خپره شي. په دې معنی؛ دا نه ده، چې ښاریان دلته دي او دولت دلته دی! په هغه رقم موږ خپل مشکلات نه شو حل کولی. خبره په دې کې ده، چې موږ یو هدف لپاره په ګډه، په مشترکه توګه ځو او دا معنی دا ده، چې باید ټول مسؤولیت ومنو. مسؤولیت یوازې د ښاري سکتور د مسؤولینو نه دی، مسؤولیت یوازې د وطنوالو نه دی. موږ باید ټول سره لاس ورکړو، چې اصلاحات راشي او ددې لپاره چې ښاروالۍ ګانې انتخابي شي باید اول اصلاح شي. که نن ښاروالۍ ګانې لکه چې نور بنسټونه شوي دي، انتخابي شي سبا به په ښار کې ځمکه پاتې نه شي. نو زه غواړم خاصتاً بېک صاحب او نورو اراکینو ته چې موږ باید زمینه ددې برابره کړو، چې ټینګ بنسټونه وي، چې انتخابي بنسټونه وکړای شي له ولس نه استازیتوب وکړي.

بناءً ما یک پروگرام عاجل اصلاحات شاروالی‌ها را کار داریم. به طور مثال، سیستم مالی شاروالی؛ فعلاً پاسخگو نیست و این ضرورت اساسی به بازدید [= بازنگری] سر نهادها را دارد، مثال‌های بسیار موفق را از عواید داشتید. به صورت واضح باید مدیریت اینها و نیز استخدام در شاروالی‌ها (اصلاح شود)؛ مخصوصاً قانون شاروالی که زیر کار است، یک قانون جوابده با تمام تجربه‌های بین‌المللی زیر کار است.

رشد متوازن در داخل شهرها! تنها این نیست که بین شهر‌ها رشد متوازن وجود داشته باشد، در داخل هر شهر من می‌خواهم که معیار‌های بسیار واضح رشد متوازن را داشته باشیم؛ مخصوصاً هدف ما باید این باشد که ساحه غیرپلانی باید به ساحه پلانی بدل شود. این عدالت نیست که در دو طرف یک سرک، قیمت زمین چهارچند فرق داشته باشد. مالکیت، از ملکیت ایجاد می‌شود. ملکیت هر کسی قابل تداوم و باثبات باشد و باید بفهمد که چهاردیواری‌اش، قلعه‌اش است و در آن مداخله بیرونی نمی‌تواند صورت بگیرد. در عین حال از خاطر این که ملکیتش (دوامدار) باشد، باید مالکیت شهر را به عهده بگیرد.

این (کنفرانس سه‌روزه) یک فرصت بزرگ است؛ امید که یک گفتمان ملی صورت بگیرد. من به حیث خادم اول‌تان منتظر پیشنهادات‌ و نظریات اصلاحی‌ و سازنده‌تان هستم که در عین حال باید منابع نو تمویل را مورد نظر بگیرند. ما باید مشکلات را حل کنیم. راه‌هایی را باید بتوانیم حل [= پیدا] کنیم که سکتور خصوصی را چه طور در عرضه خدمات می‌توانیم داخل کنیم؛ که در عین حال هم پول ایجاد کنند و هم بتوانند خدمات ارائه کنند.

بیا هم زه له ټولو نه مننه کوم. یو نوی فصل د کنفرانسونو په پرانستو او دایرولو کې شروع شوی دی. هیله ده چې نور ټول سکتورونه دا لاره چې تاسو شروع کړې تعقیب کړي او ټول ولس دې په یوه غږ، تر یوه ټغر لاندې راولي او ان‌شاالله تعالی نتایج به هغه وي، چې ټول ولس یې غواړي.

تل دې وي افغانستان! زنده باد افغانستان! یشه سن افغانستان!

به خیر باشید!


شریکول