علیه پروپاگاندا و شایعه‌زده‌گی؛ به عقب برنمی‌گردیم

۱۹ ثور ۱۴۰۰

نویسنده: جمال‌ناصر فرهمند، رییس مطبوعات و آگاهی عامه ریاست عمومی دفتر ریاست جمهوری

با آغاز خروج کامل نیروهای بین‌المللی از افغانستان، جامعه یک‌بار دیگر دچار «جنگ تبلیغاتی»، «اضطراب» و «شایعات» شده است که استمرار آن، بیش از هر زمان دیگر برای کشور و آینده سیاسی ما سنگین تمام خواهد شد؛ زیرا عمومی شدن پروپاگاندا روحیه جمعی را به سوی یک فضای یاس، ناامیدی، اضطراب و بی‌باوری سوق می‌دهد. این شایعات از کجا ناشی می‌شود؟ چه عواملی سبب شده است که مردم افغانستان دچار شایعه‌زده‌گی شوند؟ شایعه چگونه ترویج می‌شود؟ انحراف ذهنیت جمعی چیست و از کدام مجراها سمت‌و‌سو داده می‌شود؟ در این مجال، ضمن ارایه پاسخ نسبی به پرسش‌های فوق، چند پیشنهاد نیز مطرح می‌‌شود.

جنگ نرم؛ جنگ اطلاعات

اولریش بک، جامعه‌شناس آلمانی در کتاب «جامعه بیم» درباره ترس انسان مدرن سخن می‌زند و معتقد است که جامعه بیم یا ترس انسان مدرن اغلب به علت مرززدایی از خطرات و آسیب‌های خارج از کنترل انسان و دولت‌ها است. آلوده‌گی هوا، جنگ‌های اتمی، انفجارهای هسته‌ای و جنگ نرم یا جنگ تبلیغاتی از این خطرات پیش‌ روی انسان در عصر متأخر است. نظر به آرای فوق، می‌توانیم افغانستان امروز را در شمار جوامع بیم بیاوریم.

افغانستان امروز روزانه انبوهی از خبرهای تولید شده در سطح جهان را با محوریت جنگ، خشونت، تجاوز، تحجر و… به ‌خود اختصاص داده است، گاهی با دمیدن بر ترس بر حجم استرس و اضطراب مردم می‌افزاید و گاهی با خبرهای امیدوارکننده نظیر آتش‌بس دایمی، گفت‌وگوهای صلح، ختم جنگ و… کورسوی امیدبخشی را به‌ ما نشان می‌دهد؛ اما بخش کلان ترس و نگرانی ما از آن‌جایی ناشی می‌شود که دچار جنگ نرم و پروپاگاندا می‌شویم.

با تغییر مفهوم، ماهیت، نوع و ابزار قدرت در دنیای معاصر، اغلب کشورها دیپلماسی فرهنگی و سیاسی خویش را از طریق امکان رسانه ترویج می‌کنند. جنگ نرم از طریق تزریق اطلاعات دست‌کاری‌شده، نقش مهمی در دیپلماسی عمومی کشورها دارد. در جنگ نرم، نشر پروپاگاندا، شایعات و اطلاعات غلط جا خوش می‌کند و سبب تزلزل و بی‌ثباتی باورها در جوامع دیگر می‌شود. استحاله، براندازی و بی‌ثباتی از اهداف اصلی جنگ نرم است که از طریق رسانه‌ها بازتاب و عمومیت پیدا می‌کند.

پروپاگاندا به اطلاعات اغلب نادرست و بی‌بنیادی که شیوع پیدا کرده باشد، اطلاق می‌شود. چنان‌که این ‌روزها شایعات فروپاشی نظام کنونی به‌ شکل گسترده از آدرس‌های سیاه و نامعلوم در میان مردم دهان به دهان می‌شود، در حدی که بدون هیچ‌ ملاحظه‌ای، این خوراک را مردم مصرف می‌کنند. این شایعات چونان در یک دایره وسیع مطرح شده که ذهنیت جمعی در کشور را به ‌سمت انحراف ‌کشانده است.

شایعه فرجام حاکمیت موجود پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان، این ‌روزها در اغلب رسانه‌ها، به ‌ویژه رسانه‌های بین‌المللی، به ‌شکل سرسام‌آور مخابره می‌شود؛ در حالی‌ که این شایعات به ‌صورت گسترده‌تر از این در سال ۲۰۱۴ نیز رواج یافته بود و روحیه جمعی را در کنترل خویش درآورده بود که همه دیدیم اتفاقی نیفتاد و ما (مردم) هنوز هم‌دلی و هم‌دیگرپذیری و… را برای حمایت از هم و رسیدن به یک جامعه متعالی تمرین می‌کنیم.

با توجه به تجربه‌های دشواری که ما از گذشته جنگ در کشور داریم و بر حسب نشانه‌های جامعه‌شناسانه و کار روی ذهنیت مردم طی دو دهه اخیر، استعداد رفتن به یک دوره تاریک تا حدودی کاهش یافته؛ اما بهتر است این پرسش را مطرح کنیم که آیا بدیلی جز دولت کنونی که دستگاه واحد سیاسی افغانستان است، وجود دارد؟ سودمندانه مردم افغانستان به این شعور سیاسی رسیده‌اند که تشخیص دهند فروپاشی دولت به نفع کیست و چه کسانی از آن سود می‌برند و نیز می‌دانند که نقش جریان‌های سیاسی و مردم در پاسداری از ارزش‌ها و دستاوردهای به ‌دست آمده و صیانت و حمایت از آن در کنار دستگاه دولت، چه و کدام‌ها است.

با توجه به وضعیت سیاسی و رقابت‌های سنگین میان‌گروهی و رقابت‌های جهانی برای تبدیل کردن افغانستان به بنگاه جنگ‌های تحمیلی داخلی و نیابتی، نقش جریان‌های سیاسی، رسانه‌ها، جامعه مدنی و در نهایت مردم، بسیار سازنده و حیاتی است که سودمندانه این نهادها در هم‌سویی با دستاوردهای دو دهه پسین قرار دارند.

این گمانه‌زنی که ممکن گروه‌هایی که عملاً در سیاست اجرایی افغانستان دخیل‌اند، به قانون اساسی پابندی نشان ندهند و ما به‌ یک بحران سقوط کنیم، با درنظرداشت روحیه مردم افغانستان که همه به ‌نوعی به‌ دنبال تغییر اند، کم می‌نماید؛ اما اگر جلو جنگ روانی جاافتاده در کشور گرفته نشود، این‌که دوام شایعات می‌تواند سنگین تمام شود، یک حقیقت مسلم است.

واضح است که سرنخ‌های شایعات رایج، به منبع‌های خارجی و داخلی می‌رسد. گروه‌ها به دلیل رقابت‌های سیاسی، به دامن‌زدن به شایعات و فرافکنی توسل می‌جویند و دشمنان ما در خارج از کشور نیز از وجود شایعات حمایت می‌کنند و از آن نفع جدی می‎برند. پس مدیریت ذهنیت جمعی در حال حاضر در اختیار سیاست‌گران داخلی که به‌ جز قدرت‌خواهی، به منافع ملی و امنیت ملی کشور تعهدی ندارند و نیز دشمنان خارجی مردم افغانستان، قرار دارد. چیزی که برای ما مهم است، در وهله نخست واقف‌شدن به این امر است و دوم، پی‌بردن به تبعات سنگین و گزافی که از این ناحیه متوجه ما است و وضعیت سیاسی ما را رقم می‌زند.

مردم ما به این پخته‌گی و درایت رسیده‌اند که درک کنند که صلاح و خیر افغانستان در داشتن یک دستگاه سیاسی واحد و دوام آن است، تا رفتن به‌ سمت یک بحران کلان داخلی که هم پتانسیل آن -با درنظرداشت دخالت و حمایت دست‌های شوم- کم‌وبیش وجود دارد و هم مدیریت آن وضعیت از توان ما بیرون است. تصور کنید که نظام مرکزی سقوط کرده باشد و گروه‌های متخاصم مسلح از چهارسو برای قدرت‌خواهی و کشتار مردم رقابت کنند، در یک چنین حالتی چه چیزی اتفاق خواهد افتاد؟ کافی است حافظه تاریخی خود را مرور کنیم که برسیم به اوضاعی که در دوران حاکمیت مقطعی طالبان و در عصر جنگ‌های داخلی داشتیم.

نقش رسانه‌ها در اشاعه هم‌دلی و هم‌دیگرپذیری

نشرات اغلب رسانه‌های ما معطوف به بازتاب خبرهای مربوط به آواره‌گی، کشتار، جنگ و خشونت‌هایی است که از سوی گروه‌های تروریستی بر مردم بی‌گناه ما تحمیل شده است. در این میان، خبرهای خوب کم‌تر بازتاب می‌یابد. از این‌رو، مردم ضمن تجربه مستقیم جنگ، اخبار مربوط به جنگ را بیش از مردم دیگر جهان، مصرف می‌کنند.

پس از این‌که سروصداها درباره خروج نیروهای خارجی از افغانستان بالا گرفت، در رسانه‌ها دیدیم و خواندیم که شمار زیادی از فعالان سیاست و کیاست حمایت بی‌دریغ خود را از دوام ساختار -توامان با اصلاحات- ابراز داشتند و از دوام جنگ و رفتن افغانستان به عقب، مراتب انزجار خویش را بیان کردند. این یک پیام نویدبخش برای همه است که  مردم در گوشه‌وکنار افغانستان، از ننگرهار و خوست و پکتیا گرفته تا قندهار و بلخ و بدخشان حمایت خود را از دوام ارزش‌های مردم‌سالاری بیان می‌کنند. این‌ همه نشان می‌دهد که افغان‌ها خود از میان «جنگ» و «صلح»، دومی را می‌پسندند.

در هنگامه نامیمونی که همه گرفتار جنگ با دشمن قسم‌خورده هستیم، لازم است همه همدلی، یگانه‌گی و وحدت ملی واقعی را برجسته کنیم و در کنار هم محور باثباتی را رقم بزنیم. در این میان، رسانه‌ها با توجه به قدرت اثرگذاری که دارند، می‌توانند با پوشش مسایل صلح‌محور ذهنیت جمعی در افغانستان را تلطیف کنند؛ ذهنیتی که در محاصره اخبار خونین گیر کرده است و روزانه صدها خبر از کشتار و وحشت به آن مخابره می‌شود. بی‌تردید، وقتی چنین باشد، مردم افسرده و به روان‌پریشی دچار خواهند شد. امیدواریم رسانه‌ها با درک مسوولیت‌شان در این مقطع حساس، بیش از این به بازتاب اخبار مثبت مبادرت ورزند و در چنین شرایط دشوار در کنار مردم‌شان باشند و نگذارند مردم به لحاظ روحی کاملاً فلج شوند و ناامیدی و یاس آنان را از پا درآورد.

انتظارات مردم از جامعه جهانی

انتظار مردم افغانستان از جامعه جهانی این است که در بررسی وقایع و فجایعی که از سوی طالبان بر مردم ما وارد آمده است، باکمال رسالت‌مندی و مسوولانه عمل کند. بی‌طرفی جامعه جهانی می‌تواند با همه خم‌وپیچ‌های گفت‌وگوهای صلح که تا این‌جا همواره از جانب افغانستان با تسامح و تساهل پیش‌رفته و نیز از جنایات عُمال طالبان چشم‌پوشی شده است؛ ما را به مسیر بهتری رهنمون سازد. در همین حال، مردم انتظار دارند که نیروهای امنیتی و دفاعی کشور در سرکوب بی‌دریغ گروه‌های تروریستی تعلل نکنند، آن‌ها بارها آزمون خود را داده‌اند و «آزموده را آزمودن خطاست». کشورهای عضو ناتو به شمول امریکا نیز اعلام کرده‌‌اند که با خروج نیروهای‌شان از افغانستان، به دوام همکاری‌ها و حمایت‌شان از نیروهای دفاعی ما ادامه می‌دهند. حال که در شرایط حساسی قرار داریم، بهتر است از هر طریقی فشارها بالای حامیان تروریسم بیش‌تر شود. در غیر آن صورت ما گواه رخدادهای غیرانسانی دیگر نیز از سوی طالبان و حامیان آنان در کشور خواهیم بود، هرچند که به ظاهر در جوار سفره صلح گرد آمده باشند.

سربازان شجاع‌ کشور را حمایت کنیم

همان‌‌‌گونه که امنیت ملی، اردوی ملی و پولیس ملی کشور این‌ روزها در حال نبرد با دشمنان مردم افغانستان‌اند و در حمایت و حراست از خاک و تمامیت ارضی و حیثیت و شرف و ناموس مردم ما در برابر بیگانه‌گان در حال مبارزه هستند، ما نیز در حمایت از این سربازان شجاع باید دست به ‌کار شویم و در تقویت و حمایت روحی از آنان دریغ و درنگ نکنیم. دشمنان قسم‌خورده ما باید این را بدانند که دولت افغانستان هرچند یک نهاد جوان است؛ اما طی دو دهه روی شکل‌دهی نیروهای ما و تشکیل قوای مسلح جمهوری اسلامی افغانستان، سرمایه‌های هنگفت به‌ مصرف رسیده است و همین اکنون ما دارای اردو وپولیس آموزش دیده و مجهز در چوکات وزارت‌های دفاع ملی و امور داخله هستیم که مشروعیت خود را از قانون اساسی کشور می‌گیرند و در قالب نظام عمل می‌کنند.

در سال‌های اخیر، با حضور نیروهای خارجی در کشور، مسوولیت تمام عملیات‌های خاص را سربازان شجاع کشور برعهده داشته و نیروهای خارجی صرف نقش نظارتی داشته‌اند. اردوی ما در چوکات وزارت دفاع ملی نزدیک به دوصد هزار سرباز دارد، پولیس ما در چوکات وزارت امور داخله در حدود یک‌صد و هفتاد هزار سرباز دارد و به همین منوال تعداد پرسونل و منسوبین امنیت ملی کشور به هزاران سرباز شجاع می‌رسد، سرقوماندان قوای مسلح کشور براساس قانون اساسی رییس جمهور منتخب کشور می‌باشد، ما صاحب کابینه هستیم و نیز شورای امنیت ملی داریم. قطعات خاص و نیروی ویژه و کماندو در قالب امنیت ملی و وزارت دفاع ملی و نیز واکنش سریع در چوکات وزارت امور داخله فعال هستند و هر لحظه آماده دفاع از کشور و ارزش‌های ملی می‌باشند. حالا از خود می‌پرسیم که طالبان چه دارند؟ تعداد دقیق افرادی که در صف طالبان می‌جنگند به چند نفر می‌رسد؟ این جنگ‌جویان از کجا مدیریت و توسط چه کسانی رهبری می‌شوند؟ در رابطه به این مسأله، رهبری دولت افغانستان خوشبختانه موقف واضح و روشن داشته و بارها از این آدرس بیان شده است که نیروهایی که در برابر دولت و مردم ما می‌جنگند، باید بدانند که با همه مردم افغانستان در جنگ‌اند. در چنین شرایطی، نتیجه واضح است؛ مردم پیروز اند؛ زیرا مردم از بین نمی‌روند.

مردم افغانستان چنان که تاریخ گواه آن است، یک‌بار دیگر با اتحاد و هم‌بسته‌گی در صف واحد برای مبارزه، با تشکیل نظام‌مند، اداره واحد و منسجم و رهبری و مدیریت واحد و هدفمند در برابر دشمن می‌ایستند. پیش‌قراولان این هسته کلان نیروهای دفاعی و امنیتی کشور هستند که در برابر حملات بزدلانه و هراس‌افگنانه گروه‌های تروریستی همواره سینه سپر کرده‌اند. ارگان‌های امنیتی ما پشتوانه و حمایت دولت جمهوری اسلامی افغانستان را به همراه دارند و هم مردم با دل و جان از این نیروهای جان‌برکف خویش حمایت و پشی‌بانی می‌کنند.

طی سالیان گذشته دیدیم که مردم افغانستان با روحیه دادن و حمایت بی‌دریغ از نیروهای امنیتی کشور مساعی به خرج داده‌اند. مردم می‌توانند با استفاده از شبکه‌های اجتماعی دستاوردهای این نیروها را بازتاب دهند و آن را به نمایش بگذارند تا باشد که دشمنان از قدرت این مردان و زنان دلیر با خبر و چون خفاشان سیه‌دل به لانه‌های‌‌شان در آن‌سوی مرزها فراری شوند.

هنوز دولت افغانستان و نیروهای امنیتی ما از در تسامح و تساهل با آنان برخورد کرده‌اند؛ اما اگر قرار باشد که دشمنان به جنایت‌های‌شان ادامه بدهند، لانه‌های‌شان توسط نیروهای باشهامت این وطن کشف خواهد شد و آن را به‌ گورستان آنان مبدل خواهند کرد.

امارت اسلامی علیه رسانه‌ها

گروه طالبان در طی سال‌های دراز بارها متهم به نقض قوانین و قواعد حقوق بشری در برابر مردم افغانستان شده‌ است. از میان برداشتن آزادی بیان و آزادی عقیده، کشتار افراد بی‌گناه و افراد ملکی، اذیت و آزار زنان با استفاده از نام دین، کشتار دسته‌جمعی، برهم‌زدن نظم اداری در کشور، سربریدن سربازان، برخورد غیرانسانی با اسیران جنگی و به آتش کشیدن انسان‌ها از جمله موارد اندکی از جنایات و کارکردهای غیرمسوولانه و غیراخلاقی این گروه است. در این میان، موقف گروه‌های تروریستی در برابر رسانه‌ها و خبرنگاران واضح بوده است؛ نمونه‌اش را در سال‌های اداره توتالیتر طالبان در کشور شاهد بودیم که بسیاری از داشته‌های رسانه‌ای در کشور به تاراج رفت و بسیاری از فعالان رسانه و مطبوعات کشته و یا از کشور فراری شدند.

در آخرین مورد، در توییتی که به تازه‌گی از سوی گروه طالبان به‌ نشر رسیده، این گروه بار دیگر در برابر شماری از رسانه‌های کشور موضع گرفته و آنان را تهدید کرده است. در متن توییت آمده است: «در صورت نشر خبرهای کاذب و معلومات نادرست از طرف رسانه‌ها و خبرنگاران، می‌تواند بی‌طرفی آن‌ها جداً تحت سوال قرار گیرد. در صورت دوام همچو کار، مسوولیت اقدامات بعدی به مسوولین و کارمندان رسانه برخواهد گشت». همین‌گونه سایت خبری امارت اسلامی طالبان که حاوی مطالب ضدحکومتی است، همواره در انگیزه‌دادن به طالبانی که در برابر دولت می‌جنگند، مطالبی را نشر می‌کند و این افراد که در کشتار جوانان، زنان و مردان افغانستان دست دارند را «مجاهدین» می‌نامد. روی هم ‌رفته، دیده می‌شود که آنان بازتاب جنایات‌شان در شهرها و اطراف و اکناف کشور توسط رسانه‌ها را نقض آزادی بیان و کذب می‌خوانند و بازتاب دستاوردها و کارکردهای ساختار را به‌ مثابه معلومات نادرست قلمداد می‌کنند و از این کار رسانه‌ها ناخشنود هستند و رسانه‌ها و نیز خبرنگاران را به مرگ تهدید کرده‌ و گفته‌اند: «مسوولیت اقدامات بعدی به مسوولین و کارمندان رسانه برخواهد گشت». از گروه طالبان که به هیچ اصلی پابند نیست و جز توحش و ایجاد رعب کاری ندارد، انتظاری بیش از این نمی‌رود و نیز این بار نخست نیست که آنان اصحاب رسانه را تهدید می‌کنند و در صدد تحدید فعالیت‌های آنان هستند. در گذشته‌ها نیز از این نشانی خبرنگاران تهدید شده‌اند، اما این بیان‌گر چه چیزی است؟ طالبان از چه هراس دارند؟ اگر آنان خود را «مجاهد» خطاب می‌کنند و خود را برحق می‌پندارند، چرا باید از اطلاع‌رسانی هراس داشته باشند؟

هراس طالب از گزارش‌دهی و اطلاع‌رسانی و برجسته‌سازی تحولات و تغییرات دو دهه پسین، از این‌جا نشأت می‌گیرد که مبادا افغان‌ها به اسرار و رازهای پنهانی این گروه که در ارتباط نزدیک با شبکه‌های استخباراتی منطقه است، پی ببرند و نیز بیش از پیش حامی ساختار باشند. از این‌رو، مسوولان رسانه‌ها و خبرنگاران را تهدید می‌کنند که از بازتاب اعمال قبیح آنان دست بردارند. بااین وجود، باور ما این است که با تهدید و اعمال تحدید بالای فعالیت‌های رسانه‌ای، نمی‌توان مانع دسترسی به اطلاعات شد و به کتمان حقایق پرداخت. طالبان اگر در آخرین مرحله دست به کشتار خبرنگاران بزنند نیز باید تأکید کرد که: این قافله را پایانی نیست و صداهای رسا و گویای رسانه‌ای همیشه در برابر استبداد و ستم سبز خواهند شد و این سلسله دوام خواهد داشت. از این‌رو، هرچند برخی از رسانه‌ها خواسته یا ناخواسته بر طبل دشمن می‌کوبند و شرارت‌های آنان را بزرگ‌نمایی می‌کنند؛ اما اگر در طی یک اقدام بی‌پیشینه رسانه‌ها در بازتاب اخبار مربوط به گروه طالبان، تجدید نظر و این گروه را تحریم کنند، چه اتفاقی می‌افتد؟ پاسخ واضح است. آن‌ها در لایه‌های تاریک اطلاعات قرار خواهند گرفت و مجال بروز نخواهند یافت. به ویژه در این‌ روزها که مردم نگران دوام جنگ هستند، جوانان و مردان و زنان ما و رسانه‌های ما نباید تریبون تبلیغ برای دشمن شوند و کارکردهای کوچک و اندک آن‌ها را بزرگ جلوه دهند.

ضرورت اتحاد و هم‌بسته‌گی

در شرایط حساس کنونی، لازم است رهبران سیاسی ما اختلافات سیاسی را کنار بگذارند و به افغانستان به‌ عنوان یک ارزش جغرافیایی مشترک برای افغان‌ها، فکر کنند. در غیر آن صورت، دشمن خودش را در برابر ما بزرگ می‌نمایاند و این بزرگ‌نمایی بالای روحیه جمعی بسیار تأثیر جدی دارد. در جبهه جنگ، نیروهای امنیتی ما باید تبعیت واحد از فرماندهی واحد داشته باشند و بی‌هیچ هراسی در برابر دشمنان زبون مردم افغانستان به نبرد جدی بپردازند و نگذارند که روحیه جمعی بیش از این به نفع دشمن، از هم بپاشد. سودمندانه هر شهروند کشور امروز این درایت را دارد که با خود بیندیشد که خیر و صلاح کشور در داشتن یک دولت مرکزی -هرچند جوان- است؛ اما چیزی که برای ما مهم است، با دامن‌زدن به شایعات براندازی نظام کنونی، آب در آسیاب دشمنان داخلی و خارجی نریزیم. از دولت ملی و دولت مرکزی در کشور حمایت کنیم. نگذاریم مدیریت افکار ما به دستان بیگانه‌گان و دشمنان ما رقم بخورد. در برابر کسانی که از رفتن افغانستان به ‌سمت «سقوط» حمایت می‌کنند، قاطعانه ایستاد شویم و بزرگ‌ترین سلاحی که در مقابله در دست داریم، همین حمایت است.


اشتراک گذاری